تبليغاتX
AUTUMN GIRLS
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:36 توسط دخترپاییزی |


اما نیمه شبی من خواهم رفت

 از دنیایی که مال من نیست

 از زمینی که بیهوده مرا بدان بسته اند

 و تو آنگاه خواهی دانست ، خون سبز من !

 خواهی دانست که جای چیزی در وجود تو خالیست

 و تو آنگاه خواهی دانست ؛

 پرنده کوچک قفس خالی و منتظر من !

 خواهی دانست که تنها مانده ای با روح خودت

 و بی کسی خودت را دردناک تر خواهی چشید زیر دندان غمت

 غمی که من می برم

 غمی که من می کشم ...

 شاملو

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 16:4 توسط دخترپاییزی |


 

 

آخه چرا منو تنها گذاشتی

 

منو با گریه و غم جا گذاشتی

 

همش فکر میکنم شاید از اول

 

منو حتی یه لحظه دوست نداشتی

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 4:7 توسط دخترپاییزی |


تا حالا شده به این شک کنید که کسی که دوسش دارید و دوستون داره با یکی دیگه باشه؟

خیلی درد آوره اینکه بدونی دارن عشقتو ازت میگیرن.

بدتراز اونم اینکه نتونی هیچ کاری بکنی.

مشکوک شدم بهت عزیزم.

من بهت اعتماد دارما یه وقت از این اعتمادم سواستفاده نکنی.

از خدا میخوام که اشتباه کرده باشم.

واسم دعا کنید دوستای گلم.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 2:48 توسط دخترپاییزی |


 این خیلی بده که از دوست داشتن آدم سوءاستفاده کنن.

تورو خدا با کسی این کارو نکنین.

کسی رو که دوستون داره اذیتش نکنین.

یادتون نره شاید دیگه کسی مثله اون دوستون نداشته باشه.

 

چینی اگه بشکنه میشه با چسب چسبوندش اما اگه دل بشکنه...

 

از همه این نامهربونیات خسته شدم.

ولی...

هنوزم دوست دارم...

تو که اینجوری نبودی چرا یهو عوض شدی.نکنه...

+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:51 توسط دخترپاییزی |